روایت داریم که خانم های ایرانی اون دنیا هم از چونه زدن دست برنمی دارن. می گی نه ، نگاه کن:

- خانم من فقط مامورم! به من گفتند بشمار، حالا هم شمردم. شما کلا ۱۱۰۳۰۵ رکعت دارید.

- ولی من همه را خوندم. نمی شه یه کاریش بکنی؟!

- دست ما نیست به خدا. ولی چشم؛ رُندش می کنم. ۱۱۰۵۰۰ خوبه؟

... - عجب گرفتاری شدیم. من می گم همه را خوندم. گرد نمی خواد بکنی. همونایی که خواندم را بهم بده.

- عرض کردم. مبلتان چرمی بوده. یارو یافت آبادیه مبل ساز، چرمش را از چین وارد کرده.

اینها ذبح شرعی نمی کنند. چرم حکم مردار را داشته و نجس بوده. شما می نشستی روش؛ حواستان نبوده دستتان عرق ...

- من این هایی که می گی اصلا حالیم نیست. من همه اش را خوندم. یک جایی اشتباه کردی. از جام تکان نمی خورم تا درستش کنی!

- ببینید خانم فیلمش هست. ما از لحظه لحظه اعمالتان فیلم گرفتیم. ببینید.

- ای خدا مرگم بده. این چیه؟!!

- بگذارید رد کنم اینجاش را. خب. همین جا. ببین خانم اینجا که زوم کردم رو مبل نشستید و ...

- این منم؟

- بله خانم. این هم همان مبلیه که ...

- چقدر چاق افتادم اینجا!!!!

- چه عرض کنم؟ می توانم کمی کنتراستش را بیشتر کنم ولی نرم افزارم قفل شکسته است!! اسکیل را عوض نمی کند!

- آقا میشه این عکس را برام بریزی؟ خدا از حسابرسی کمت نکنه.

- فلش دارید همراتان؟

- چه حرفی می زنیا! من تازه یک ساعت پیش از قبر درآمدم. فلشم کجا بود؟ نمی شه بریزی رو سی دی؟!

- سی دی خام ندارم. بریزم ته این سی دی؟ طوری نیست؟ اعمال یک بابایی است که در جنینی تلف شد. باقی سی دی خالیه.

- جا میشه؟

- آره بابا. هر سی دی جهان آخرت ۷۰۰۰ گیگ جا دارد.

- پس قربون دستت یک موزیکی چیزی هم بریز تهش!!

- باشه. یک تکنوازی صور اسرافیل دارم، جدید. حالشو ببر!